عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
425
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
اى دو يار من بنگريد كه جايگاهى بلند و سايهاى كشيده از باغ بهشت شما را پناه داده است . آيا مىبينيد شترانى را كه مارپيچهاى طولانى شنزار اشيم « 16 » در برابر آنها پنهان شده بود ؟ شترانى كه كوركورانه در شنزار گام مىنهند و دنباله آنها را نويددهنده و نغمهسراى جدايى از قبيله ، پيروى مىكند . گياه شكوفهدار پرپشت كه بر زبان جويندگان آب و گياه پسنديده است ، عصاى سفر از آن شتران بيفكند ، تا هنگامى كه گياه بهمى را باد شنزار « لبن « 17 » » از بين برد و چوبهاى سرسبز و تر و تازه ، سفيد ( خشك ) گرديد . ( - در آن هنگام ) سراسر اندرون و دلم مضطرب گشت ، گويى مرا از ترس جدايى ، تب گرفته است . 116 - 120 حتى اذا معمعان . . . ص 94 تا وقتى كه بحبوحه گرماى تابستان براى آن خر وحشى آتشى به بار آورد كه به سبب آن آب و گياه خشك شد و سبزيها را باد تندى خشكانيد كه آن را باد سوزان يمنى ( جنوبى ) ناپايدار با خود آورد و آن گرما باقيمانده علف در دل آن خر وحشى را از بين برد . اطراف آن خر وحشى ، خران وحشى ماده خاكى رنگ كشيدهقد ميان باريك ، ايستاده و زير نظرش داشتند ، پس آن خر وحشى نر شتابان حركت كرد و كمترين دويدنش يورغه رفتن و چارپاشنه رفتن است . 121 - سقى . . . ص 95 ابرهاى باران دانه درشت آثار خانههايى را كه شما در آن هستيد سيراب كناد . 122 - لا عهد لى . . . ص 95 بعد از روزگار آن « حمى « 18 » » براى من مؤانستى با آنها نبوده است ، اميد است آن مؤانست دوباره تحقّق يابد ، خداى سرزمين حمى را از باران سيراب كناد ! .
--> ( 16 ) - نام محلّى است ، و گفته شده : أشيمان دو رشته از شنزار ( الدّهناء ) است . ديوان ذى الرّمة ، ج 2 ، پاورقى ، ص 1355 . - م . ( 17 ) - نام واديى است در سرزمين يمامه . رك : همان مرجع ، پاورقى ، ص 1357 . - م . ( 18 ) - « حمى » در اصل وضع لغوى سبزهزار غرق شده است ، و محلهاى متعدّدى به اين نام معروف است . معجم البلدان ، ج 3 ، ص 346 . - م .